بازار خودرو در چنگال انتظار و تردید
بازار خودرو ایران در حال حاضر در شرایطی نامتعادل قرار دارد و نمیتوان از شکلگیری یک روند پایدار در آن صحبت کرد. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری موتورمگ، بابک صدرایی، کارشناس صنعت خودرو، معتقد است که بازار خودرو در رکود عمیق به سر میبرد و نوسانات قیمت میان کارخانه و بازار آزاد بهطور مستقیم تحت تأثیر تحولات سیاسی و اقتصادی قرار دارد. او بیان میکند که آنچه امروز در بازار خودرو مشاهده میشود، بیشتر ناشی از انتظارات فعالان بازار نسبت به آینده اقتصاد و سیاست خارجی است. در این شرایط، بازار خودرو بهطور فزایندهای به سمت آیندهمحوری و انتظارات سوق یافته است.
صدرایی در توصیف وضعیت کنونی بازار خودرو میگوید که این بازار در یک حرکت سینوسی قرار دارد؛ به این معنا که هر تحول سیاسی، چه مثبت و چه منفی، باعث تغییر در حباب قیمتی میان کارخانه و بازار میشود. او اشاره میکند که در هفتههای اخیر این روند بهوضوح قابل مشاهده بوده است؛ بهطوری که در برخی مقاطع حباب قیمتها افزایش یافته و سپس تحت تأثیر اخبار سیاسی کاهش یافته و دوباره افزایش پیدا کرده است. از دیدگاه این کارشناس، بازار خودرو در حال حاضر در فاز رکود به سر میبرد و حتی اگر قیمتها نوسان داشته باشند، این رکود همچنان ادامه خواهد داشت. او تأکید میکند که بخشی از قیمتهای فعلی ناشی از واقعیتهایی مانند افزایش نرخ ارز، محدودیت منابع ارزی و کمبود عرضه خودرو است؛ اما بخش عمدهای از قیمتها تحت تأثیر فضای روانی و انتظارات فعالان بازار قرار دارد. بنابراین، بازار خودرو ترکیبی از واقعیت اقتصادی و هیجان روانی است.
این کارشناس صنعت خودرو بر این باور است که بخش عمدهای از قیمتهای کنونی بازار خودرو «ساخته انتظارات» است. او میگوید که در حال حاضر همه منتظر مشخص شدن آینده مذاکرات، وضعیت روابط خارجی و ثبات اقتصادی هستند و همین انتظار، بازار را در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده است. صدرایی توضیح میدهد که برخی از فعالان بازار تصور میکنند که قیمتها آنقدر افزایش یافته که کاهش قدرت خرید، بازار را ناچار به اصلاح قیمت خواهد کرد. در مقابل، گروه دیگری معتقدند که اگر تحولات سیاسی به سمت عدم توافق پیش برود، بازار بار دیگر شاهد افزایش قیمتها خواهد بود. او تأکید میکند که حتی در صورت عدم توافق نیز نباید انتظار جهشهای بزرگ و مداوم قیمتی را داشت؛ بلکه بازار همچنان بهصورت سینوسی میان رشد و افت محدود حرکت خواهد کرد. بازار خودرو درگیر چرخهای از انتظار و تردید است.
صدرایی در مورد نقش سیاستهای وارداتی و تعرفهای نیز معتقد است که این سیاستها در اصلاح بازار خودرو تأثیرگذار هستند؛ اما تأثیر آنها در مقایسه با شرایط کلان اقتصادی و سیاسی کشور کمتر است. به گفته او، تا زمانی که اقتصاد کشور به ثبات نرسد و فضای سیاسی قابل پیشبینی نشود، اصلاح تعرفهها یا تغییر سیاست واردات بهتنهایی نمیتواند بازار خودرو را متعادل کند. از دیدگاه او، سیاستهای وارداتی شرط لازم برای اصلاح بازار هستند، اما شرط کافی محسوب نمیشوند. در نتیجه، بازار خودرو بیش از سیاستهای جزئی، به ثبات کلان وابسته است.
این کارشناس صنعت خودرو، گرانی خودرو را نتیجه مجموعهای از عوامل میداند و معتقد است که نمیتوان تنها یک عامل را مقصر دانست. به گفته صدرایی، افزایش محسوس نرخ ارز موجب افزایش قیمت کارخانهای خودرو شده است. همچنین، محدودیت منابع ارزی، کاهش تولید، آثار جنگ و مجموعهای از عوامل مدیریتی نیز در شرایط فعلی بازار خودرو تأثیرگذار هستند. او اضافه میکند که هر زمان سیگنالهایی مبنی بر عدم توافق منتشر میشود، بازار بلافاصله واکنش نشان داده و قیمتها افزایش مییابد. در مقابل، اگر اخبار مثبتی درباره توافق منتشر شود، همان فضای روانی موجب تخلیه حباب قیمتی بازار خواهد شد. بازار خودرو بهشدت به سیگنالهای سیاسی حساس است.
صدرایی معتقد است که بازار خودرو بیش از هر چیز تحت تأثیر روانشناسی بازار قرار دارد. او میگوید که وقتی قیمتها یک بار افزایش مییابند، کاهش آنها بسیار دشوار است. تا زمانی که هر روز اخبار متفاوتی درباره نرخ ارز، مذاکرات یا تحولات سیاسی منتشر میشود، بازار فرصت رسیدن به ثبات را پیدا نمیکند و قیمتها نیز دائماً میان کاهش و افزایش در نوسان خواهند بود. به اعتقاد او، تنها در صورتی میتوان انتظار کاهش قیمت را داشت که ثبات اقتصادی و سیاسی برای مدت قابل قبولی برقرار شود. بدون ثبات، بازار خودرو امکان اصلاح ندارد. همین چرخه روانی باعث شده که «قیمت خودرو» بهجای عدد، تبدیل به واکنش لحظهای به خبرها شود و هر سیگنال سیاسی مستقیماً روی نمودار قیمت اثر بگذارد.
صدرایی در مورد چسبندگی قیمتها نیز معتقد است که هم چسبندگی قیمت وجود دارد و هم نوعی حمایت پنهان از قیمتها. او میگوید که بخشی از بازار در اختیار سرمایهگذارانی است که تمایلی به کاهش قیمت ندارند و تلاش میکنند از افت شدید بازار جلوگیری کنند. از سوی دیگر، کاهش ناگهانی قیمت نیز برای بسیاری از فعالان بازار زیانآور است و همین موضوع مانع اصلاح سریع قیمتها میشود. به گفته این کارشناس، حتی اگر بهترین سناریوی ممکن یعنی یک توافق جامع نیز محقق شود، انتظار کاهش شدید قیمتها واقعبینانه نیست و در بهترین حالت، بازار میتواند به قیمتهای پیش از زمستان گذشته بازگردد؛ زیرا متغیرهای تورمی همچنان بر قیمت خودرو تأثیرگذار خواهند بود. بازار خودرو حتی در بهترین سناریو هم مقاوم به کاهش شدید است.
صدرایی پیشبینی 6 ماهه بازار خودرو را بسیار دشوار میداند و معتقد است که حتی دولت نیز در شرایط فعلی نمیتواند تصویری دقیق از آینده ارائه کند. او تأکید میکند که تا زمانی که ثبات سیاسی و اقتصادی ایجاد نشود، نرخ ارز تثبیت نشود و روابط خارجی به وضعیت عادی بازنگردد، بازار خودرو همچنان نوسانی خواهد بود. به گفته او، اگر توافقی حاصل نشود، احتمال جهش دوباره قیمتها وجود دارد؛ هرچند میزان آن به عرضه خودرو، مدیریت بازار و شرایط اقتصادی بستگی خواهد داشت. در مقابل، اگر توافق شکل بگیرد، ابتدا حباب بازار تخلیه میشود، فروشندگان افزایش پیدا میکنند، خریداران دست نگه میدارند و بازار وارد رکود خواهد شد. هر دو مسیر در نهایت به رکود بازار خودرو ختم میشوند.
صدرایی در پایان تأکید میکند که چه توافقی انجام شود و چه مذاکرات به نتیجه نرسد، بازار خودرو در نهایت وارد یک دوره رکود خواهد شد. به گفته او، در سناریوی عدم توافق، ابتدا هیجان خرید شکل میگیرد، اما با افزایش قیمتها و کاهش قدرت خرید، بازار دوباره قفل میشود. از سوی دیگر، در صورت توافق نیز بسیاری از خریداران خرید خود را به تعویق میاندازند تا کاهش بیشتر قیمتها یا ورود خودروهای جدید را مشاهده کنند. او معتقد است که در هر دو حالت، بازار خودرو ابتدا یک دوره بیثباتی را پشت سر میگذارد و پس از آن، با کاهش هیجانات، به سمت یک تعادل جدید حرکت خواهد کرد؛ تعادلی که بیش از هر چیز به ثبات اقتصاد، مدیریت بازار ارز و سیاستهای کلان کشور وابسته خواهد بود. در نهایت، بازار خودرو در هر دو سناریو به سمت تعادل جدید اما شکننده حرکت میکند.
در نهایت، آنچه از مجموع اظهارات این کارشناس و واقعیتهای امروز بازار خودرو بهدست میآید، این است که خودرو پیش از آنکه یک موضوع صرفاً سیاسی باشد، یک کالاست؛ کالایی که در بستر یک صنعت و یک بازار تعریف میشود و ناگزیر از قواعد اقتصاد، تولید و سازوکارهای بازار تبعیت میکند. به همین دلیل، نرخ ارز، سیاست خارجی، تعرفههای وارداتی، میزان تولید، قدرت خرید، انتظارات تورمی و حتی فضای روانی بازار، همگی بر آن اثرگذارند، اما هیچیک بهتنهایی تعیینکننده سرنوشت بازار خودرو نیستند. آنچه میتواند این چرخه فرسایشی را متوقف کند، نه اتکا به یک متغیر مقطعی، بلکه شکلگیری یک نظام حکمرانی کارآمد، مقتدر، باثبات و چابک در صنعت و بازار خودرو است؛ سیستمی که با تصمیمگیریهای قابل پیشبینی، سیاستگذاری منسجم، تنظیمگری هوشمند و ایجاد فضای رقابتی، بتواند اثر شوکهای سیاسی و اقتصادی را به حداقل برساند. تا زمانی که چنین ساختاری اصلاح نشود، هر عاملی؛ از توافق و نرخ ارز گرفته تا واردات، تعرفه، افزایش تولید یا حتی تزریق مقطعی خودرو به بازار، تنها میتواند اثری موقت، مقطعی و کوتاهمدت بر بازار بگذارد. به بیان دیگر، بدون اصلاح نظام حکمرانی و سازوکارهای بازار، هیچیک از این عوامل بهتنهایی قادر نخواهند بود ثباتی پایدار در بازار خودرو ایجاد کنند.
