طراحی و تولید خودروهای گازسوز همچنان در اولویت قرار دارد
در حالی که ناترازی بنزین به یکی از مهمترین چالشهای حوزه انرژی کشور تبدیل شده و دولت برای تامین و واردات سوخت سالانه هزینههای قابل توجهی پرداخت میکند، بسیاری از کارشناسان بازگشت جدی به توسعه خودروهای گازسوز را بهعنوان یکی از سریعترین و کمهزینهترین راهکارهای عملی مطرح میکنند. ایران با برخورداری از یکی از بزرگترین ذخایر گاز طبیعی جهان و همچنین شبکه گسترده جایگاههای عرضه CNG، از معدود کشورهایی است که زیرساخت لازم برای گسترش این سوخت را در اختیار دارد؛ اما طی سالهای گذشته این ظرفیت به دلایل مختلف کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
کارشناسان صنعتخودرو تاکید دارند وزارت صنعت، معدن و تجارت باید با تدوین یک برنامه جامع، خودروسازان را ملزم کند حداقل ۲۵ درصد از تولید سالانه خود را به خودروهای پایهگازسوز اختصاص دهند. این برنامه در مرحله نخست میتواند بر خودروهای عمومی، وانتها، کامیونتها، تاکسیها و خودروهای خدماتی متمرکز شود؛ چون این دسته از خودروها بیشترین پیمایش روزانه را دارند و مصرف سوخت آنها در مقایسه با خودروهای شخصی چندین برابر است.
ظرفیتی که سالها بلااستفاده مانده است؛ ایران طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری قابل توجهی برای توسعه جایگاههای عرضه CNG انجام داده و اکنون هزاران جایگاه فعال در سراسر کشور وجود دارد، با این حال بخش قابل ملاحظهای از ظرفیت آنها بلااستفاده مانده است. از سوی دیگر، مصرف بنزین به روند افزایشی خود ادامه داده و فشار بیشتری بر بودجه دولت وارد میکند.
در این میان، اگر خودروهای پرمصرف ناوگان حملونقل عمومی و تجاری سبک به استفاده از CNG هدایت شوند، هم مصرف بنزین کاهش پیدا میکند و هم ظرفیت خالی جایگاههای موجود به بهرهبرداری میرسد. در نتیجه، نیازی به سرمایهگذاری سنگین برای ایجاد زیرساخت جدید نیز نخواهد بود.
وانتها و کامیونتها؛ نخستین اولویت؛ وانتها، کامیونتها و خودروهای خدمات شهری به دلیل پیمایش بالا، گزینههای مهمی برای گازسوز شدن هستند. این خودروها روزانه صدها کیلومتر تردد دارند و سهم قابل توجهی از مصرف بنزین کشور را به خود اختصاص میدهند.
تولید نسخههای پایهگازسوز برای این خودروها علاوه بر کاهش هزینه سوخت رانندگان، میتواند هزینه حملونقل کالا را هم پایین بیاورد؛ موضوعی که در نهایت به کنترل بخشی از هزینههای زنجیره تامین و کاهش قیمت تمامشده کالاها منجر میشود.
سهم ۲۵ درصدی تولید؛ یک هدف دستیافتنی؛ تعیین سهم ۲۵ درصدی برای تولید خودروهای گازسوز نهتنها دور از دسترس نیست، بلکه با توجه به توان مهندسی خودروسازان و قطعهسازان داخلی، کاملا قابل اجراست. خودروسازان طی سالهای گذشته تجربه تولید خودروهای دوگانهسوز را داشتهاند و بسیاری از خطوط تولید نیز امکان بازگشت به این محصولات را دارند.
با این حال، آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، سیاستی پایدار و قابل پیشبینی از سوی دولت است تا سرمایهگذاری در این حوزه برای تولیدکنندگان توجیه اقتصادی پیدا کند.
وزارت صمت باید بسته مشوق تدوین کند؛ اجرای چنین برنامهای بدون حمایت دولت امکانپذیر نخواهد بود. وزارت صنعت، معدن و تجارت باید بستهای جامع از مشوقها را برای سه ضلع اصلی این زنجیره یعنی خودروساز، قطعهساز و مصرفکننده طراحی کند.
برای خودروسازان، اعطای تسهیلات ارزانقیمت جهت توسعه خطوط تولید، کاهش حقوق و عوارض مرتبط با قطعات سیستم سوخترسانی گاز، اختصاص ارز برای واردات تجهیزات تخصصی و همچنین مشوقهای مالیاتی میتواند انگیزه لازم را فراهم کند. در کنار آن، قطعهسازان نیز برای تولید مخازن استاندارد، رگلاتورها، انژکتورها، ECU و سایر تجهیزات مرتبط به حمایت نیاز دارند؛ حمایتی که علاوه بر افزایش داخلیسازی، موجب ایجاد اشتغال و توسعه فناوری در صنعت قطعه میشود.
مشتری نیز باید انگیزه داشته باشد؛ اگر قرار است مردم به خرید خودروهای گازسوز روی بیاورند، باید مزایای اقتصادی روشن و قابل لمس دریافت کنند. اعطای وام خرید با نرخ سود پایین، کاهش هزینه شمارهگذاری، تخفیف بیمه شخصثالث، ارائه کارت سوخت ویژه CNG و کاهش هزینههای سرویسهای دورهای از جمله اقداماتی است که میتواند استقبال بازار را افزایش دهد.
در بسیاری از کشورها، دولتها برای خودروهای پاک و کممصرف مشوقهای متنوعی در نظر میگیرند. با وجود آنکه خودروهای برقی در افق حملونقل جهان نقش اصلی خواهند داشت، در شرایط فعلی ایران توسعه خودروهای گازسوز میتواند یک راهکار میانمدت و اقتصادی برای کاهش فشار بر انرژی باشد.
مزایای زیستمحیطی؛ گاز طبیعی نسبت به بنزین آلایندگی کمتری تولید میکند و میزان انتشار ذرات معلق، هیدروکربنها و آلایندههای خطرناک در آن پایینتر است. به همین دلیل توسعه خودروهای CNG میتواند به بهبود کیفیت هوای کلانشهرها نیز کمک کند.
کاهش آلودگی هوا علاوه بر آثار زیستمحیطی، میتواند هزینههای درمانی ناشی از بیماریهای تنفسی و قلبی را هم کاهش دهد و فشار مالی بر بخش سلامت را کمتر کند.
کاهش وابستگی به بنزین؛ یکی از مهمترین مزایای توسعه خودروهای گازسوز، کاهش وابستگی کشور به بنزین است. هر لیتر بنزینی که صرفهجویی شود، یا میتواند صادر و ارزآوری ایجاد کند یا از نیاز به واردات بنزین جلوگیری کند.
در حالی که مصرف روزانه بنزین به سطوح بیسابقه رسیده، استفاده از ظرفیت CNG میتواند بخشی از فشار وارد بر پالایشگاهها را کاهش دهد و نقش موثری در مدیریت مصرف سوخت ایفا کند.
توسعه صنعت قطعهسازی؛ اجرای برنامه تولید خودروهای گازسوز بازار جدیدی را برای قطعهسازان شکل میدهد. تولید مخازن، شیرآلات، سیستمهای الکترونیکی، تجهیزات سوخترسانی و قطعات ایمنی میتواند ظرفیت تولید شرکتهای داخلی را افزایش داده و به ایجاد اشتغال منجر شود.
این موضوع بهویژه در زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بسیاری از قطعهسازان با کاهش سفارش و کمبود نقدینگی مواجه هستند و به مسیرهای تازه برای رشد نیاز دارند.
ضرورت ثبات در سیاستگزاری؛ یکی از دلایل شکست برخی برنامههای گذشته، تغییر مداوم سیاستها بوده است. بنابراین اگر وزارت صمت تصمیم به توسعه خودروهای گازسوز میگیرد، باید این سیاست حداقل برای یک دوره پنج تا ۱۰ ساله ادامه داشته باشد تا سرمایهگذاران با اطمینان وارد این حوزه شوند.
سرمایهگذاری برای خطوط تولید، طراحی موتورهای پایهگازسوز و توسعه قطعات تخصصی نیازمند افق روشن و قابل پیشبینی است. اکنون صنعت خودرو ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای راهبردی نیاز دارد و توسعه خودروهای گازسوز میتواند بدون کنار گذاشتن فناوریهای نوین، از مزیت ملی برای عبور از بحران ناترازی انرژی استفاده کند.
اختصاص دستکم ۲۵ درصد از تولید خودروسازان به خودروهای پایهگازسوز، بهویژه در بخش وانتها، کامیونتها و ناوگان عمومی، میتواند مصرف بنزین را به شکل قابل توجهی کاهش دهد، ظرفیت بلااستفاده جایگاههای CNG را فعال کند، هزینه حملونقل را پایین بیاورد و بازار جدیدی برای قطعهسازان ایجاد کند.
با این حال، تحقق این هدف صرفا با صدور بخشنامه ممکن نیست. وزارت صنعت، معدن و تجارت باید بستهای جامع از مشوقهای مالی، مالیاتی، اعتباری و سرمایهگذاری برای خودروسازان، قطعهسازان و خریداران تدوین کند؛ در غیر این صورت، بهرهبرداری از ظرفیت زیرساختهای CNG کشور برای تقویت تولید و کاهش مصرف سوخت به نتیجه مطلوب نمیرسد. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری موتورمگ، تنها با چنین رویکردی میتوان صنعت خودرو را در مسیر منافع ملی و رشد اقتصادی هدایت کرد.
