پرش به محتوای اصلی
قیمت روز خودرو
آئودی Q5 e-tron 40 تیپ 6 | 16,800,000,000 | آئودی Q5 e-tron 40 تیپ 5 | 16,300,000,000 | آئودی Q5 e-tron 40 تیپ 4 | 17,800,000,000 | آئودی Q4 e-tron 40 | 14,800,000,000 | آئودی A3L 1.5 لیتر توربو پریمیوم | 11,800,000,000 | آرتابان (ای ام جی) توکا ساده | 6,200,000,000 | آریسان 2 دوگانه سوز | 1,970,000,000 | آواتر 12 اولترا EREV | 30,000,000,000 | آواتر 11EV 425 کیلووات | 26,000,000,000 | آواتر 07 اولترا EREV | 25,500,000,000 | آی ام موتورز LS7 لاکچری | 11,417,000,000
تبلیغات 728×90

اخبار

حمایت دولت‌ها از خودروسازان: چگونه بدون مدیریت مستقیم به رشد صنعت کمک می‌کنند؟

حمایت دولت‌ها از خودروسازان: چگونه بدون مدیریت مستقیم به رشد صنعت کمک می‌کنند؟

حامیان حضور دولت در صنعت خودروسازی بر لزوم حمایت برای حفظ اشتغال و امنیت صنعتی تأکید دارند، در حالی که منتقدان، بسیاری از مشکلات این صنعت را ناشی از مدیریت دولتی و تصمیمات دستوری می‌دانند. اما سوال اصلی این است که در کشورهای پیشرفته خودروسازی مانند چین، آلمان، ژاپن، کره‌جنوبی، آمریکا و فرانسه، دولت‌ها چه نقشی در صنعت خودرو ایفا می‌کنند؟ آیا دولت‌ها مدیریت شرکت‌های خودروساز را بر عهده دارند یا صرفاً به عنوان سیاست‌گذار و حامی عمل می‌کنند؟

تحلیل تجربیات کشورهای پیشرفته نشان می‌دهد که دولت‌ها تقریباً در تمامی اقتصادهای بزرگ خودروساز حضور دارند، اما نوع این حضور با آنچه در ایران مشاهده می‌شود، تفاوت‌های اساسی دارد. در این کشورها، دولت کمتر در انتصاب مدیران، تعیین قیمت خودرو یا تصمیم‌گیری درباره تولید یک محصول دخالت می‌کند؛ بلکه با طراحی سیاست‌های صنعتی، حمایت از تحقیق و توسعه، تسهیل صادرات، ارائه مشوق‌های مالیاتی و ایجاد زیرساخت‌های فناوری، مسیر رشد خودروسازان را هموار می‌سازد.

دولت؛ سیاست‌گذار نه مدیر کارخانه

در اقتصادهای توسعه‌یافته، دولت نقش تنظیم‌گر بازار را ایفا می‌کند. استانداردهای ایمنی، الزامات زیست‌محیطی، قوانین رقابت، حمایت از مصرف‌کننده و چارچوب‌های سرمایه‌گذاری توسط دولت تعیین می‌شود؛ اما تصمیم‌گیری در مورد تولید، قیمت‌گذاری، سرمایه‌گذاری و توسعه محصولات به عهده هیأت‌مدیره و مدیران شرکت‌هاست.

این تفکیک وظایف باعث شده است که خودروسازان بتوانند بر اساس واقعیت‌های بازار تصمیم‌گیری کنند و در برابر سهامداران خود پاسخگو باشند، نه در برابر تغییرات روزمره سیاست‌های دولتی.

چین؛ حمایت گسترده اما بدون مدیریت روزانه

چین به عنوان یکی از نمونه‌های بارز حضور فعال دولت در صنعت خودرو شناخته می‌شود. برخلاف تصور عمومی، دولت چین اگرچه میلیاردها دلار برای توسعه خودروهای برقی و هیبریدی هزینه کرده، اما این حمایت بیشتر در قالب سیاست‌های تشویقی، تأمین مالی، معافیت‌های مالیاتی، توسعه زیرساخت‌های شارژ، حمایت از زنجیره تأمین باتری و سرمایه‌گذاری در فناوری انجام شده است.

دولت چین اهداف کلان را تعیین می‌کند، اما رقابت میان خودروسازان را محدود نمی‌کند. شرکت‌هایی مانند بی‌وای‌دی، جیلی، چری و سایک در فضایی رقابتی فعالیت می‌کنند و موفقیت آن‌ها بیشتر ناشی از رقابت، نوآوری و سرمایه‌گذاری مستمر است تا مدیریت دولتی.

آلمان؛ دولت در کنار صنعت، نه در جایگاه مدیر

آلمان نیز یکی از نمونه‌های موفق همکاری دولت و صنعت به شمار می‌رود. دولت این کشور از طریق حمایت از تحقیق و توسعه، آموزش نیروی انسانی، توسعه فناوری‌های سبز و تقویت صادرات، از خودروسازانی مانند فولکس‌واگن، مرسدس‌بنز و ب‌ام‌و پشتیبانی می‌کند.

حتی در مواردی که دولت سهامدار برخی شرکت‌هاست، مدیریت عملیاتی بنگاه‌ها بر اساس اصول حرفه‌ای و قواعد بازار انجام می‌شود و دولت در تعیین قیمت یا برنامه تولید دخالت مستقیم ندارد.

آمریکا؛ مداخله فقط در شرایط بحران

تجربه آمریکا در بحران مالی سال ۲۰۰۸ نیز نشان می‌دهد که دولت تنها در شرایط اضطراری وارد عمل می‌شود. دولت برای جلوگیری از ورشکستگی جنرال‌موتورز و کرایسلر منابع مالی در اختیار آن‌ها قرار داد؛ اما پس از عبور از بحران، سهام خود را واگذار کرد و دوباره مدیریت را به بخش خصوصی سپرد.

هدف از این مداخله، حفظ اشتغال و جلوگیری از فروپاشی زنجیره تأمین بود، نه اداره دائمی شرکت‌های خودروساز.

کره‌جنوبی و ژاپن؛ حمایت از رقابت جهانی

کره‌جنوبی و ژاپن نیز سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند. دولت‌ها با حمایت از صادرات، انعقاد توافق‌های تجاری، سرمایه‌گذاری در فناوری و ارائه تسهیلات تحقیقاتی، زمینه رقابت جهانی برندهایی مانند هیوندای، کیا، تویوتا و هوندا را فراهم کرده‌اند؛ اما تصمیم‌های مدیریتی در اختیار شرکت‌ها باقی مانده است.

تفاوت تجربه جهانی با ایران

مهم‌ترین تفاوت ایران با کشورهای صاحب صنعت خودرو در این است که دولت در ایران علاوه بر سیاست‌گذاری، در بسیاری از موارد نقش مالک، مدیر، قیمت‌گذار، ناظر و تصمیم‌گیر را هم‌زمان بر عهده دارد. این هم‌پوشانی وظایف، استقلال مدیریتی خودروسازان را کاهش داده و سرعت تصمیم‌گیری اقتصادی را کند کرده است.

کارشناسان بر این باورند که اگر قرار است صنعت خودروسازی ایران به سمت رقابت‌پذیری حرکت کند، باید الگوی حکمرانی آن نیز اصلاح شود؛ به این معنا که دولت باید از مدیریت بنگاه فاصله بگیرد و تمرکز خود را بر سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، حمایت از فناوری، توسعه صادرات و ایجاد فضای رقابتی معطوف کند.

تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد که حمایت دولت از صنعت خودروسازی ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما این حمایت زمانی مؤثر خواهد بود که جایگزین مدیریت حرفه‌ای شرکت‌ها نشود. دولت باید مسیر را هموار کند، نه آنکه فرمان تولید، قیمت و مدیریت روزمره خودروسازان را در دست بگیرد؛ تفاوتی که راز موفقیت بسیاری از خودروسازان بزرگ جهان به شمار می‌رود.

آخرین اخبار

تبلیغات 468×60
تبلیغات
رامین علی عسگری

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *