مشتریان به ناچار به بازار خودروهای دست دوم کوچ میکنند!

روند قیمت و وضعیت عرضه و تقاضا در بازار خودروهای کارکرده این سوال را به وجود آورده است که آیا خرید و فروش این نوع خودروها در سال گذشته واقعاً رونق یافته یا این رونق موقتی بوده و ناشی از فرار خریداران از بازار خودروهای صفر است؟
در نگاه اول، افزایش قیمت خودروهای کارکرده میتواند نشانهای از رونق این بازار باشد. زمانی که قیمت خودروهای صفر افزایش مییابد، فاصله میان توان مالی خانوارها و قیمت خودرو بیشتر میشود و بخشی از تقاضا به سمت مدلهای کارکرده حرکت میکند. با این حال، این تغییر لزوماً به معنای افزایش قدرت خرید نیست. در سال گذشته، بسیاری از خریدارانی که قبلاً امکان خرید خودرو صفر یا مدلهای جدیدتر را داشتند، به سمت خودروهای قدیمیتر و ارزانتر روی آوردند. گروهی دیگر نیز خرید خود را به تعویق انداختند. بنابراین، بازار دستدوم همزمان دو روند متفاوت را تجربه کرده است: افزایش اهمیت و رشد قیمت از یک سو و کاهش توان خرید و دشوارتر شدن معامله از سوی دیگر.
به همین دلیل، نمیتوان بازار خودروهای کارکرده را صرفاً با قیمتها ارزیابی کرد. افزایش قیمت یک مدل پژو ۲۰۶، کوییک، پژو ۲۰۷ یا حتی یک خودرو چینی کارکرده به تنهایی نشان نمیدهد که بازار رونق یافته است. سوال مهمتر این است که آیا خریدار واقعی توان پرداخت این قیمتها را دارد یا خیر؟
در تیرماه ۱۴۰۵، قیمت مدلهای کارکرده طیف وسیعی از خودروهای داخلی همچنان بالا است؛ از مدلهای اقتصادی مانند پراید و کوییک گرفته تا خودروهایی مانند پژو ۲۰۷ و دنا که قیمت آنها به محدوده چند میلیارد تومان رسیده است. این وضعیت نشان میدهد که رشد قیمت تنها به خودروهای صفر محدود نمانده و بازار دستدوم نیز از تورم عمومی و افزایش هزینه جایگزینی تأثیر پذیرفته است. اما در همین نقطه، یک تناقض مهم شکل میگیرد. افزایش قیمت خودروهای صفر، ارزش مدلهای کارکرده را نیز بالا میبرد؛ با این حال، سرعت رشد درآمد خانوارها به این اندازه نیست. نتیجه، بازاری است که قیمتهای آن افزایش یافته، اما تعداد خریداران توانمند در آن لزوماً بیشتر نشده است. به عبارت دیگر، بخشی از رونق ظاهری بازار دستدوم در واقع حاصل کوچ اجباری تقاضاست. خریدارانی که دیگر توان خرید خودرو صفر را ندارند، به بازار کارکرده وارد میشوند؛ اما این ورود به معنای آن نیست که قدرت خرید آنها افزایش یافته باشد.
در میان برندهای حاضر در بازار دستدوم، محصولات ایرانخودرو و سایپا همچنان از مزیتهای مهمی برخوردارند: نقدشوندگی، فراوانی قطعات و دسترسی گستردهتر به تعمیرکار و خدمات. خودروهایی مانند پژو ۲۰۶، پژو پارس، پژو ۲۰۷ و دنا در بازار دستدوم همچنان تقاضای خود را حفظ کردهاند. این خودروها حتی در شرایط رکودی نیز به دلیل شناختهشده بودن، دسترسی به قطعات و امکان فروش مجدد، برای بخش قابل توجهی از خریداران جذاب باقی میمانند. در سوی دیگر، محصولات اقتصادی سایپا مانند کوییک و ساینا بیشتر از کاهش قدرت خرید تأثیر گرفتهاند. این خودروها برای بخشی از مشتریانی که از خرید مدلهای گرانتر عقب نشستهاند، به گزینههای جایگزین تبدیل شدهاند. با این حال، افزایش قیمت آنها نیز نشان میدهد که حتی پایینترین بخش بازار خودرو از فشار تورمی در امان نمانده است.
به همین دلیل، بازار دستدوم داخلی را میتوان بازاری دانست که در آن، قابلیت فروش مجدد و هزینه نگهداری گاهی از امکانات و حتی سن خودرو مهمتر شده است.
بازار خودروهای چینی کارکرده مسیر متفاوتی را طی کرده است. افزایش قیمت خودروهای صفر چینی، ارزش نمونههای کارکرده را نیز بالا برده و در برخی مدلها، خودروهای دستدوم با قیمتهایی عرضه میشوند که تا چند سال قبل برای خودروهای صفر قابل تصور بود. اما در این بازار، افزایش قیمت الزماً به معنای افزایش تقاضا نیست. هزینه قطعات، نگرانی درباره تأمین برخی قطعات، کیفیت خدمات پس از فروش و میزان افت قیمت، همچنان بر تصمیم خریداران تأثیر میگذارد. مدلهایی مانند جک، امویام، چری، فیدلیتی و دیگنیتی در بازار کارکرده مشتری خود را دارند؛ اما رفتار خریداران نسبت به آنها با محصولات سنتی ایرانخودرو و سایپا متفاوت است. خریدار خودرو چینی کارکرده بیش از گذشته به سابقه نگهداری، سلامت فنی، موجود بودن قطعات و هزینه تعمیرات توجه میکند.
در واقع، بازار چینیها در یک سال گذشته دوگانه بوده است؛ از یک سو، رشد قیمت خودروهای صفر، ارزش نمونههای کارکرده را بالا برده و از سوی دیگر، نگرانی درباره هزینههای آینده، سرعت نقدشوندگی آنها را در برخی مدلها محدود کرده است.
خودروهای وارداتی کارکرده نیز بیش از هر بخش دیگری به نرخ ارز و سیاستهای وارداتی وابسته هستند. افزایش نرخ ارز، هزینه جایگزینی خودرو و قطعات را بالا میبرد و همین موضوع میتواند قیمت خودروهای وارداتی موجود در بازار را افزایش دهد. با این حال، این بازار به دلیل قیمت بالا و هزینههای نگهداری، همچنان بازاری محدود است. خودروهایی مانند کیا، هیوندای، مزدا، تویوتا و مدلهای قدیمیتر وارداتی، در صورت سلامت فنی و بدنه، مشتری خود را دارند؛ اما خریدار آنها معمولاً از طبقهای است که توان مالی بیشتری دارد و حساسیت او نسبت به هزینه تعمیرات با خریدار خودروهای اقتصادی متفاوت است. در این بخش، افزایش قیمت میتواند حتی به کاهش معاملات منجر شود؛ زیرا هرچه خودرو گرانتر میشود، تعداد خریداران بالقوه آن نیز محدودتر خواهد شد.
تأثیر تنشهای نظامی بر بازار خودرو تنها از مسیر افزایش نرخ ارز منتقل نمیشود. نااطمینانی نسبت به آینده اقتصادی، اختلال احتمالی در واردات و حملونقل، دشواری تأمین قطعات و افزایش هزینه خدمات، همگی بر رفتار خریدار اثر میگذارند. در چنین شرایطی، خودرو از یک کالای صرفاً مصرفی فاصله میگیرد و به نوعی دارایی تبدیل میشود که خریدار هنگام انتخاب آن به امکان فروش آینده نیز توجه میکند. به همین دلیل، خودروهایی که بازار گستردهتر و نقدشوندگی بیشتری دارند، معمولاً در دورههای بیثباتی موقعیت بهتری پیدا میکنند. این موضوع توضیح میدهد چرا در بازار دستدوم، یک خودرو قدیمی اما شناختهشده میتواند مشتری بیشتری از یک مدل جدیدتر اما کمتقاضا داشته باشد.


