آیا صنعت خودروی ایران به سمت فروپاشی ساختاری پیش میرود؟

علی دماوندی کناری – در هفتههای اخیر، بازار خودروی ایران با نوسانات شدید و رفتارهای هیجانی روبرو شده است؛ وضعیتی که نه تنها خریداران و فروشندگان را در بلاتکلیفی قرار داده، بلکه توجه کارشناسان را به ریشههای عمیقتر این نابسامانی جلب کرده است.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری موتورمگ، به اعتقاد متخصصان، این نوسانات تنها یک پدیده موقتی نیست، بلکه زنگ خطری برای «بیثباتی ساختاری» در یکی از استراتژیکترین صنایع کشور به شمار میآید. رکود طولانیمدت که ماهها بر معاملات سایه افکنده بود، اکنون جای خود را به جهشهای پیاپی قیمت داده است. تغییرات ناگهانی نرخ ارز، محدودیتهای عرضه و شایعات پیرامون کاهش تولید، فضای بازار را ملتهب کرده و فاصله میان نرخ کارخانه و بازار آزاد را به اوج رسانده است.
اما در پس این پرده متلاطم، چالشهای جدیتری نهفته است که آینده صنعت خودرو را تهدید میکند. یکی از اصلیترین دلایل عقبماندگی صنعت خودرو، «نبود ثبات در سیاستگذاری» است. صنعت خودرو ذاتاً بلندمدت و سرمایهبر است، اما در ایران، خودروسازان در فضایی فعالیت میکنند که قواعد بازی هر چند ماه یکبار تغییر میکند.
نبود افق روشن، قاتل برنامهریزی است. از قیمتگذاری دستوری تا شیوه تخصیص ارز و واردات، همه چیز سیال و غیرقابل پیشبینی است. کارشناسان بر این باورند که این بیثباتی، امکان برنامهریزی برای توسعه محصول یا سرمایهگذاری در تکنولوژی را از بین برده است. وقتی مدیران نمیدانند فردا چه قانونی حاکم خواهد بود، استراتژی بلندمدت به یک رویای دستنیافتنی تبدیل میشود و صنعت از رقابتپذیری جهانی باز میماند.
وقتی صادرات فولاد با محدودیت مواجه شود، تأمین مواد اولیه داخلی با مشکل جدی روبرو میگردد. این اختلال تنها به تخریب فیزیکی محدود نمیشود؛ بلکه با کاهش ورود ارز و افزایش تورم، فشار مضاعفی بر نقدینگی صنعت وارد میکند.
علاوه بر مشکلات داخلی، لایه جدیدی از بحرانهای خارجی نیز صنعت خودرو را تهدید میکند. جنگهای تحمیلی اخیر (به ویژه جنگ تحمیلی دو و سوم اخیر) و آسیب به زیرساختهای صنعتی، زنجیره تأمین را مختل کرده است. کاهش ظرفیت تولید فولاد و محصولات پتروشیمی، که مواد اولیه حیاتی خودروسازی هستند، مستقیماً تولید خودرو را با چالش مواجه میکند.
تحلیلها نشان میدهد اقتصاد ایران پس از تنشهای اخیر، وارد دورهای از فشار مضاعف تورمی شده است که میتواند بحران تأمین نقدینگی در صنعت خودرو را تشدید کند. کارشناسان میگویند فاصله فاحش میان نرخ کارخانه و بازار آزاد، نشانه مرگ تدریجی مدل فعلی است. این شکاف، انگیزه تولید را از بین برده و بازار را به سمت قاچاق و سفتهبازی سوق داده است.
پاسخ به این بحران پیچیده، ساده اما دشوار است: «ثبات». ثبات در سیاستگذاری، ثبات در مدیریت و ثبات در قوانین. صنعت خودرو نیاز به یک نقشهراه ۵ تا ۱۰ ساله دارد که حتی با تغییر دولتها یا مدیران، دستنخورده باقی بماند. نیاز به شفافیت در تخصیص ارز و حذف مداخلات سلیقهای در قیمتگذاری دارد. اگر سیاستگذاران نتوانند این ثبات را بازگردانند، جنگ و تخریب زیرساختها تنها آخرین حلقه از زنجیرهای خواهد بود که صنعت خودرو را از مسیر توسعه دور میکند. آینده این صنعت، در گرو بازسازی اعتماد است؛ اعتمادی که سالهاست در حال فرسایش است. بدون ثبات، هیچ تکنولوژی، سرمایه یا مدیریتی نمیتواند صنعت خودروی ایران را نجات دهد.





