موتور جت در خودروی کلاسیک ۶۰ ساله آمریکایی: داستانی از فراموشی و نوآوری

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، گاهی اوقات خودرویی به دنیا میآید که نه تنها مرزها را در هم میشکند، بلکه اساساً وجود هر نوع مرزی را فراموش میکند. در اوج دوران طلایی خودروهای عضلانی در ایالات متحده، زمانی که صدای غرش موتورهای ۸ سیلندر بر خیابانها حاکم بود و حجم بزرگ موتور به عنوان نشانهای از افتخار محسوب میشد، یک خودروساز راهی کاملاً غیرمنتظره را انتخاب کرد.
دستاورد آنها نه تنها پر سر و صدا نبود و نه سریعتر از دیگران، بلکه میتوان آن را به عنوان عجیبترین و شگفتانگیزترین اختراعی که تاکنون از کارخانههای دیترویت بیرون آمده، در نظر گرفت. اختراعی که به شدت عجیب و آیندهنگرانه بود و آنقدر جلوتر از زمان خود قرار داشت که هرگز به نمایشگاههای فروش راه نیافت.
با این حال، پس از گذشت چندین دهه، این خودرو هنوز هم یکی از جذابترین و پرحاشیهترین خودروهای مفهومی تاریخ به شمار میآید. این داستان یک خودروی عضلانی فراموششده با پیشرانه جت است که میتوانست همه چیز را دگرگون کند.
کرایسلر جتمحوری که صنعت را شوکه کرد
در زمانی که تاریخ خودروهای عضلانی هر روز نوشته میشد، کرایسلر مسیری عجیب و انقلابی را انتخاب کرد که هنوز هم به نظر داستانی علمی تخیلی میرسد. در حالی که رقبا مشغول تولید انبوه خودروهای V۸ بودند و آن را انقلابی مینامیدند، کرایسلر در سال ۱۹۶۳ خودرویی براق با بدنهای برنزی رنگ را معرفی کرد که با مفهومی کاملاً متفاوت حرکت میکرد: یک موتور جت.
این خودرو که به طور رسمی «کرایسلر توربین کار» نامیده میشد، تنها یک ماکت نمایشگاهی نبود. بلکه یک نمونه اولیه کاملاً عملیاتی و مجاز برای تردد در جادهها بود که نیروی خود را از یک موتور توربین گازی میگرفت؛ فناوری که شباهت زیادی به موتور هواپیماهای جت داشت.
کرایسلر تنها به ساخت چند نمونه برای نمایشگاهها بسنده نکرد. آنها ۵۵ دستگاه از این خودروی خاص تولید کردند و کار را از این هم فراتر بردند. کلیدهای این خودروهای آزمایشی را به ۲۰۳ شهروند عادی در ۱۳۳ شهر مختلف آمریکا سپردند تا برای مدت سه ماه، مانند یک خودروی شخصی از آن استفاده کنند! این برنامه آزمایشی منحصر به فرد از اکتبر ۱۹۶۳ تا ژانویه ۱۹۶۶ ادامه داشت.
هدف از این کار تنها جلب توجه نبود. کرایسلر به شدت معتقد بود که فناوری توربین میتواند صنعت خودروسازی را متحول کند. دلیل این باور هم ساده بود؛ موتور توربین قطعات متحرک بسیار کمتری داشت و میتوانست با تقریباً هر نوع سوخت قابل اشتعالی از جمله نفت سفید، دیزل و حتی الکل کار کند. این بدان معنا بود که خودرویی با دوام بیشتر و نیاز به نگهداری کمتر تولید شود.
در نگاه اول، این خودرو یک کوپه لوکس و عضلانی به نظر میرسید، اما در حقیقت یک آزمایشگاه متحرک به شمار میآمد. کرایسلر توربین، یک خودروی جتمحور بود که به زندگی روزمره مردم وارد شد. کاری که هیچکس قبل و بعد از آن جرات انجامش را نداشت. در میان دههای شلوغ از خودروهای عضلانی افسانهای، توربین کار انگار از سیارهای دیگر آمده بود.
موتور توربین چگونه کار میکرد؟
اگرچه ظاهری شبیه به یک خودروی جت داشت، اما کرایسلر توربین کار دقیقاً از یک موتور جت واقعی نیرو نمیگرفت. در واقع، این خودرو از یک موتور توربین گازی (Gas Turbine) بهره میبرد که اگرچه مشابه موتور جت بود، اما وجود یک توربین قدرت دو مرحلهای، تفاوت کلیدی را ایجاد میکرد.
این توربین ثانویه با استفاده از یک کاهشدنده ۱۰:۱، دور باورنکردنی ۴۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ دور بر دقیقهای توربین اولیه را به سرعتی قابل مدیریت برای محور عقب کاهش میداد. در واقع، این سیستم خروجی خام و پرسرعت موتور را به گشتاور قابل استفاده برای چرخها تبدیل میکرد و آن را برای استفاده در خیابانها مناسب میساخت.
مشخصات فنی
کرایسلر توربین کار ۱۹۶۳
پیشرانه
توربین گازی احیاکننده A-۸۳۱
پیکربندی
توربین آزاد دو مرحلهای
حداکثر دور موتور
~۵۰,۰۰۰ دور بر دقیقه
قدرت
۱۳۰ اسب بخار
گشتاور
۵۷۶ نیوتون متر (از دور آرام!)
گیربکس
۳ دنده اتوماتیک
حداکثر سرعت
۱۹۰ کیلومتر بر ساعت
این موتور منحصر به فرد، نیاز به شمع، پیستون یا رادیاتور نداشت و حتی در دور آرام هم گشتاور فوقالعادهای تولید میکرد. با تنها ۶۰ قطعه متحرک، نیاز به نگهداری بسیار کمتری نسبت به موتورهای پیستونی داشت. استارت در هوای سرد نیز به راحتی و بدون دردسر انجام میشد. در یک کلام، این خودرو تنها یک ایده آیندهنگرانه نبود؛ بلکه نمایشی عملی از تواناییهای واقعی فناوری توربین گازی در دنیای خودرو بود.
چرا این رویای جتمحور به واقعیت نپیوست؟
با وجود تمام قول و وعدههای درخشان، کرایسلر توربین کار هرگز از مرحله آزمایش فراتر نرفت. مشکل، استقبال نکردن مردم نبود (بیشتر رانندگان آزمایشی از آن راضی بودند)، بلکه چالشهای فنی و اقتصادی بودند:
مشکل آلایندگی: موتور توربین میزان تولید اکسیدهای نیتروژن (NOx) بالایی داشت، درست زمانی که قوانین زیستمحیطی در حال سختگیری بودند.
مصرف سوخت: در رانندگی شهری و ترافیک، مصرف سوخت بهشدت افزایش مییافت.
هزینه سرسامآور: استفاده از مواد اولیه خاص، بدنهسازی دستی توسط کارخانه ایتالیایی گیا (Ghia) و زنجیره تامین محدود، هزینه تولید را به طور نجومی بالا میبرد.
کندی پاسخ گاز: پاسخ موتور به پدال گاز (توربولاگ) برای رانندگی در ترافیک شهری چندان ایدهآل نبود.
در نهایت، محاسبات اقتصادی به نفع این پروژه انقلابی نبود و این رویا پایان یافت. همچنین ۴۶ دستگاه از ۵۵ عدد ساختهشده، برای اجتناب از پرداخت مالیات گمرکی خرد و نابود شدند و تنها ۹ دستگاه امروز زنده ماندهاند.
منبع: hotcars
۵۸۳۲۲




