برقیسازی حملونقل؛ راهی برای رهایی از بحران بنزین

افزایش مداوم تعداد خودروها، فرسودگی بخش عمدهای از ناوگان حملونقل، مصرف بالای سوخت خودروهای داخلی و افزایش سفرهای شهری، موجب شده است که مصرف روزانه بنزین با سرعتی بیشتر از ظرفیت تولید پالایشگاهها افزایش یابد.
در این شرایط، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که توسعه حملونقل برقی یکی از مهمترین راهکارهای کاهش مصرف سوخت به شمار میرود؛ اما واقعیت این است که حرکت ایران به سمت برقیسازی ناوگان عمومی در سالهای اخیر بسیار کندتر از اهداف اعلامشده بوده است.
اگرچه در دو سال گذشته وعدههای متعددی درباره ورود اتوبوسهای برقی، تاکسیهای برقی و ایجاد زیرساختهای شارژ مطرح شده است، اما سرعت اجرای این برنامهها متناسب با نیاز کشور نبوده است. نبود زیرساخت کافی، محدودیت منابع مالی، عدم مشوقهای اقتصادی و ضعف هماهنگی میان دستگاههای اجرایی باعث شده است که سهم خودروهای برقی در ناوگان حملونقل ایران همچنان ناچیز باقی بماند؛ در حالی که بسیاری از کشورهای جهان، برقیسازی حملونقل عمومی را به یکی از سیاستهای کلیدی کاهش مصرف انرژی تبدیل کردهاند.
ناترازی بنزین؛ چالشی فراتر از صنعت نفت
بحران بنزین تنها به تولید و پالایش محدود نمیشود. هر لیتر بنزینی که در خودروهای پرمصرف شهری مصرف میشود، هزینه سنگینی را به اقتصاد کشور تحمیل میکند. دولت برای تأمین نیاز بازار داخلی ناچار است یا ظرفیت پالایش را افزایش دهد که نیازمند سرمایهگذاریهای میلیارددلاری است، یا از طریق واردات، کمبود بنزین را جبران کند؛ راهکاری که فشار مضاعفی بر منابع ارزی کشور وارد میکند.
از سوی دیگر، رشد مصرف سوخت موجب افزایش آلایندگی هوا، انتشار گازهای گلخانهای و کاهش کیفیت زندگی در کلانشهرها شده است. بنابراین حل ناترازی بنزین تنها یک مسأله اقتصادی نیست، بلکه به موضوعی زیستمحیطی، اجتماعی و حتی امنیتی تبدیل شده است.
چرا حملونقل برقی با کندی پیش میرود؟
بررسی روند توسعه خودروهای برقی در ایران نشان میدهد که مهمترین مانع، نبود یک برنامه جامع و بلندمدت است. طی سالهای گذشته تصمیمهای متعددی برای واردات خودروهای برقی، توسعه ایستگاههای شارژ و نوسازی ناوگان عمومی اتخاذ شد؛ اما بسیاری از این برنامهها به دلیل تغییر سیاستها یا کمبود منابع مالی، به مرحله اجرا نرسید.
علاوه بر این، هزینه اولیه خرید خودروهای برقی نسبت به خودروهای بنزینی بالاتر است و بدون ارائه تسهیلات مناسب، استقبال از این خودروها محدود خواهد ماند. همچنین سرمایهگذاران بخش خصوصی نیز به دلیل نبود مدل اقتصادی مشخص، تمایل چندانی برای ورود گسترده به حوزه ایجاد ایستگاههای شارژ ندارند.
دولت باید نقش سیاستگذار را ایفا کند
یکی از مهمترین وظایف دولت، تدوین نقشه راه ملی برقیسازی حملونقل است. این نقشه باید اهداف کمی، منابع مالی، زمانبندی اجرا و مسئولیت هر دستگاه اجرایی را مشخص کند. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که توسعه خودروهای برقی بدون برنامه بلندمدت و ثبات در سیاستها امکانپذیر نیست.
دولت همچنین باید از نگاه پروژهای فاصله گرفته و برقیسازی را بهعنوان یک سیاست ملی در حوزه انرژی دنبال کند. وزارتخانههای نفت، نیرو، صنعت، راهوشهرسازی، اقتصاد و کشور باید در قالب یک ستاد مشترک، مسئولیت اجرای این برنامه را برعهده بگیرند؛ زیرا توسعه حملونقل برقی تنها به واردات خودرو محدود نمیشود و نیازمند توسعه زیرساخت برق، اصلاح قوانین، حمایت از سرمایهگذاران و هماهنگی میان دستگاههای مختلف است.
حمایت مالی؛ پیششرط موفقیت
یکی از مهمترین اقداماتی که دولت باید انجام دهد، طراحی بستههای حمایتی برای خریداران ناوگان عمومی برقی است. اتوبوسها، تاکسیها و ونهای برقی قیمت بالاتری نسبت به نمونههای دیزلی و بنزینی دارند و بدون ارائه تسهیلات ارزانقیمت، امکان نوسازی گسترده این ناوگان وجود ندارد.
اعطای وامهای بلندمدت، کاهش تعرفه واردات تجهیزات، معافیتهای مالیاتی، کاهش هزینه شمارهگذاری و ارائه یارانه برای خرید خودروهای برقی میتواند سرعت توسعه این بخش را افزایش دهد. در واقع، بخشی از هزینهای که امروز صرف واردات یا یارانه بنزین میشود، میتواند به توسعه حملونقل برقی اختصاص یابد؛ اقدامی که در بلندمدت هزینههای دولت را نیز کاهش خواهد داد.
سرمایهگذاری در تولید داخلی
دولت علاوه بر واردات ناوگان برقی، باید زمینه توسعه تولید داخلی اتوبوس، مینیبوس، تاکسی و موتورسیکلت برقی را نیز فراهم کند. حمایت از قطعهسازان، تولیدکنندگان باتری، سازندگان موتورهای الکتریکی و شرکتهای دانشبنیان میتواند ضمن کاهش وابستگی به واردات، اشتغال جدید ایجاد کرده و هزینه تولید را کاهش دهد.
در بسیاری از کشورهای جهان، توسعه صنعت خودروهای برقی به فرصتی برای رشد فناوری و افزایش صادرات تبدیل شده است. ایران نیز با برخورداری از ظرفیتهای صنعتی و نیروی انسانی متخصص، میتواند بخشی از زنجیره ارزش این صنعت را در داخل کشور توسعه دهد؛ مشروط بر آنکه سیاستهای حمایتی از حالت مقطعی خارج شده و به برنامهای پایدار تبدیل شود.
شهرداریها؛ محور اصلی تحول در حملونقل برقی
اگرچه سیاستگذاری کلان برعهده دولت است، اما اجرای بخش عمده پروژه برقیسازی ناوگان عمومی بدون مشارکت فعال شهرداریها امکانپذیر نخواهد بود. اتوبوسهای شهری، تاکسیها، ونها و حتی موتورسیکلتهای خدمات شهری، همگی تحت مدیریت مستقیم یا غیرمستقیم شهرداریها فعالیت میکنند و از این رو مدیریت شهری باید نقش پررنگتری در این تحول ایفا کند.
نخستین اقدام شهرداریها باید نوسازی تدریجی ناوگان فرسوده باشد. بخش قابل توجهی از اتوبوسها و تاکسیهای فعال در کلانشهرها عمر بالایی دارند و علاوه بر مصرف زیاد سوخت، سهم قابل توجهی در تولید آلایندههای هوا دارند. جایگزینی این ناوگان با خودروهای برقی، ضمن کاهش مصرف بنزین و گازوئیل، هزینههای تعمیر و نگهداری را نیز در بلندمدت کاهش خواهد داد.
ایستگاه شارژ؛ حلقه مفقوده توسعه خودروهای برقی
یکی از مهمترین دلایل کندی استقبال از خودروهای برقی، کمبود زیرساخت شارژ است. بسیاری از مالکان و سرمایهگذاران نگران هستند که در زمان نیاز، امکان شارژ خودرو وجود نداشته باشد. بنابراین توسعه ایستگاههای شارژ باید همزمان با ورود خودروهای برقی انجام شود.
شهرداریها میتوانند پارکینگهای عمومی، پایانههای اتوبوسرانی، ایستگاههای مترو، مراکز خرید، مجتمعهای تجاری و پارکهای شهری را به محل نصب شارژرهای سریع تبدیل کنند. همچنین لازم است صدور مجوز برای احداث ایستگاههای شارژ توسط بخش خصوصی تسهیل شود تا سرمایهگذاران با اطمینان بیشتری وارد این حوزه شوند.
از سوی دیگر، وزارت نیرو نیز باید برنامه مشخصی برای تأمین برق این ایستگاهها تدوین کند. توسعه خودروهای برقی بدون تقویت شبکه برق، مدیریت بار و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، در آینده میتواند چالشهای جدیدی ایجاد کند.
بخش خصوصی باید شریک دولت باشد
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که دولتها به تنهایی قادر به توسعه حملونقل برقی نیستند. بخش خصوصی باید در حوزه تولید خودرو، احداث ایستگاههای شارژ، خدمات پس از فروش، تولید باتری و حتی تأمین مالی پروژهها نقشآفرینی کند.
برای تحقق این هدف، دولت باید امنیت سرمایهگذاری را افزایش دهد. ثبات قوانین، قراردادهای بلندمدت، تضمین خرید خدمات و حذف مقررات دستوپاگیر میتواند انگیزه سرمایهگذاری را افزایش دهد. همچنین استفاده از روشهایی مانند مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) میتواند بار مالی دولت را کاهش داده و اجرای پروژهها را تسریع کند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری موتورمگ، این چالشها و فرصتها در کنار یکدیگر، ضرورت توجه به توسعه حملونقل برقی را در ایران دوچندان کرده است.




