تهران در راه تقویت زیرساختهای شارژ خودروهای برقی

افتتاح هفتمین ایستگاه شارژ برقی در تهران، تنها یک پروژه عمرانی نیست، بلکه نشاندهنده شکلگیری یک شبکه منسجم برای حمایت از ناوگان حملونقل عمومی برقی است. این شبکه، در صورت توسعه صحیح، میتواند به یکی از ارکان اصلی مدیریت آلودگی هوا و کاهش هزینههای عملیاتی شهر تبدیل شود. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری موتورمگ، اکبر اختیاری، مدیرعامل شرکت کنترل ترافیک شهرداری تهران، اعلام کرد که این ایستگاه در زمینی به مساحت ۱۳ هزار متر مربع ساخته شده و با نصب ۴۰ دستگاه شارژر ۱۲۰ کیلوواتی، ظرفیت شارژ روزانه ۱۲۰ دستگاه اتوبوس برقی و ۹۶۰ خودروی برقی را فراهم کرده است. این اعداد در مقیاس یک کلانشهر، تنها عدد نیستند؛ بلکه نشاندهنده عبور از مرحله آزمایشی و ورود به فاز عملیاتی گسترده هستند.
تهران در سالهای اخیر تجربههای پراکندهای در زمینه خودروهای برقی داشته است؛ اما آنچه امروز در حال شکلگیری است، تفاوت اساسی با اقدامات محدود گذشته دارد. در حال حاضر، ۱۳۰ دستگاه شارژر ۱۲۰ کیلوواتی در سطح شهر فعال است که امکان شارژ ۳۸۰ دستگاه اتوبوس برقی را در چرخه ۲۴ ساعته فراهم میکند. همچنین، زیرساخت موجود پاسخگوی شارژ حدود هزار دستگاه تاکسی برقی نیز هست. این سطح از ظرفیتسازی نشاندهنده این است که سیاستگذاران شهری، موضوع برقیسازی را نه بهعنوان یک پروژه نمایشی، بلکه بهعنوان بخشی از راهبرد میانمدت مدیریت حملونقل دنبال میکنند.
یکی از نکات مهم در رویکرد مدیریت شهری، برنامهریزی برای توسعه ایستگاههای شارژ متناسب با میزان واردات اتوبوسها و تاکسیهای برقی است. به عبارت دیگر، توسعه زیرساختهای شهری باید همزمان با ورود ناوگان انجام شود تا از بروز ناترازی جلوگیری شود. در برخی کشورها، ورود شتابزده خودروهای برقی بدون پیشبینی زیرساخت کافی، منجر به شکلگیری صفهای طولانی شارژ و کاهش رضایت عمومی شده است. تهران تلاش کرده است از این تجربیات درس بگیرد و مسیر معکوس را طی نکند. به همین دلیل اعلام شده که هفت ایستگاه جدید دیگر نیز در دست بهرهبرداری قرار دارد و دو ایستگاه تا پایان سال جاری افتتاح خواهند شد.
توسعه شبکه شارژ، خود به یک بازار خدماتی جدید منجر میشود. نگهداری تجهیزات، مدیریت انرژی، نرمافزارهای پایش و کنترل و خدمات فنی مرتبط، زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی را فعال میکند. در صورت تداوم این روند، میتوان انتظار داشت بخش خصوصی نیز با اطمینان بیشتری وارد حوزه سرمایهگذاری در زیرساختهای مرتبط شود. همچنین، کاهش هزینههای درمانی و خسارات ناشی از آلودگی هوا، گرچه در کوتاهمدت در ترازنامه شهرداری منعکس نمیشود، اما در مقیاس کلان اقتصادی، اثر معناداری دارد. بهبود کیفیت هوا، بهرهوری نیروی کار را افزایش میدهد و هزینههای اجتماعی را کاهش میدهد.
تهران سالهاست با معضل آلودگی هوا دستوپنجه نرم میکند و سهم منابع متحرک در این آلودگی قابل توجه است. در چنین شرایطی، توسعه ناوگان برقی بهویژه در بخش اتوبوس و تاکسی، میتواند نقش کلیدی ایفا کند. ناوگان عمومی به دلیل پیمایش بالا، سهم بیشتری در تولید آلایندهها دارد؛ بنابراین برقیسازی آن، اثر ضربتیتری نسبت به خودروهای شخصی خواهد داشت. اگر ظرفیت اعلامشده برای شارژ بیش از ۵۰۰ اتوبوس برقی بهطور کامل مورد استفاده قرار گیرد، میتوان انتظار داشت بخشی از فشار آلایندگی در کریدورهای پرتردد شهری کاهش یابد.
تحولات اخیر نشان میدهد که مدیریت شهری در حال حرکت به سمت رویکرد زیرساختمحور به آینده حملونقل است. در این رویکرد، توسعه فناوریهای نوین پیش از آنکه بهصورت گسترده وارد چرخه بهرهبرداری شوند، با ایجاد بسترهای لازم همراه میشود. ایجاد ایستگاههای شارژ در مقیاسهای بزرگ، پیام روشنی برای سرمایهگذاران و تولیدکنندگان نیز دارد: بازار حملونقل شهری بهسمت برقیشدن حرکت میکند. چنین پیامی میتواند در تصمیمگیری فعالان اقتصادی، از واردکنندگان ناوگان گرفته تا شرکتهای خدمات انرژی، اثرگذار باشد.
در کنار توسعه ایستگاههای شارژ، موضوع نگهداری و نوسازی دوربینهای نظارتی سطح شهر نیز مورد تاکید قرار گرفته است. اعلام فعال بودن بیش از ۸۵ درصد دوربینها و برنامهریزی برای نزدیک شدن به سطح فعالیت ۱۰۰ درصدی، نشان میدهد که مدیریت شهری توسعه زیرساخت را صرفا به حوزه انرژی محدود نکرده و به ارتقای سامانههای کنترلی نیز توجه دارد. ترکیب ناوگان برقی با سامانههای هوشمند پایش ترافیک، میتواند به شکلگیری یک شبکه حملونقل پاک و کارآمد منجر شود.
با وجود پیشرفتهای اعلامشده، استمرار این مسیر نیازمند چند پیششرط است: تامین پایدار برق، نگهداری منظم تجهیزات، آموزش نیروی انسانی و ایجاد مشوقهای اقتصادی برای بهرهبرداران ناوگان. اگر این حلقهها بهدرستی تکمیل شود، تهران میتواند در میان کلانشهرهای منطقه به یکی از پیشگامان حملونقل برقی تبدیل شود. در مجموع، توسعه زیرساختهای شارژ برقی در پایتخت را میتوان نشانهای از بلوغ تدریجی سیاستگزاری شهری در حوزه انرژی و حملونقل دانست.
اعداد اعلامشده، صرفا ظرفیت فنی نیستند؛ بلکه بیانگر شکلگیری ارادهای مدیریتی برای عبور از الگوی سنتی حملونقل و حرکت به سمت مدلی پایدارترند. اگر این روند با ثبات و برنامهریزی ادامه یابد، تهران میتواند در سالهای پیشرو، تصویر متفاوتی از حملونقل عمومی خود ارائه دهد؛ تصویری که در آن سهم انرژی پاک بهطور محسوس افزایش یافته و زیرساخت، پیشاپیش آماده پاسخگویی به آینده است.





