تعیین قیمتها: دست کی در کار است؟

در چنین شرایطی این سوال مطرح میشود که آیا عرضه و تقاضا هنوز هم بازیگران اصلی بازار خودرو هستند یا اینکه عوامل دیگری بر قیمتگذاری تسلط یافتهاند؟
سجاد همتی، کارشناس و فعال بازار خودرو در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری موتورمگ، به تغییر رفتار بازار اشاره کرد و گفت: «قیمت خودرو دیگر فقط بر اساس میزان عرضه و تقاضای واقعی تعیین نمیشود و متغیرهایی مانند نرخ ارز و انتظارات تورمی نقش بیشتری در شکلگیری قیمتها ایفا کردهاند.»
به گفته وی، «در شرایطی که مصرفکننده قدرت خرید خود را از دست داده و حجم معاملات کاهش یافته، قیمتها لزوماً متناسب با کاهش تقاضا پایین نمیآیند؛ زیرا فروشنده قیمت جایگزینی خودرو، نرخ ارز و چشمانداز آینده بازار را نیز در تصمیمگیری خود مدنظر قرار میدهد.»
همتی تأکید کرد: «تا زمانی که سیاستگذاری خودرو از قیمتگذاری دستوری، نوسان مقررات و نبود چشمانداز روشن برای عرضه خارج نشود، نمیتوان انتظار داشت بازار صرفاً با منطق عرضه و تقاضا عمل کند.»
آیا بازار خودرو از منطق سنتی عرضه و تقاضا فاصله گرفته است؟ تا حد زیادی این اتفاق افتاده است. البته عرضه و تقاضا هنوز وجود دارند، اما دیگر تنها عوامل تعیینکننده قیمت نیستند. امروز فروشنده هنگام تعیین قیمت، فقط به این نگاه نمیکند که چند مشتری در بازار وجود دارد؛ بلکه نرخ ارز، قیمت جایگزینی خودرو، هزینههای آینده و حتی اخبار اقتصادی و سیاسی را نیز در نظر میگیرد.
از طرف دیگر، خریدار نیز فقط براساس نیاز مصرفی تصمیم نمیگیرد. بخش قابل توجهی از خریداران بازار خودرو به آینده قیمتها فکر میکنند. بنابراین انتظارات، حتی پیش از تغییر واقعی عرضه و تقاضا، میتواند بازار را تحت تأثیر قرار دهد.
نرخ ارز تا چه اندازه قیمت خودرو را تعیین میکند؟ نرخ ارز یکی از مهمترین متغیرهای بازار خودرو است؛ حتی در مورد خودروهایی که مستقیماً وارداتی نیستند. دلیل آن این است که بسیاری از هزینههای تولید، قطعات، مواد اولیه و تجهیزات به نوعی با نرخ ارز مرتبط هستند.
اما مهمتر از نرخ ارز فعلی، انتظاری است که بازار نسبت به آینده ارز دارد. ممکن است نرخ ارز امروز تغییر چندانی نکرده باشد، اما اگر فعال بازار تصور کند در ماههای آینده با افزایش قیمت مواجه خواهیم شد، قیمت خودرو را بر اساس هزینه جایگزینی آینده محاسبه میکند.
به همین دلیل گاهی شاهد هستیم که قیمت خودرو پیش از آنکه هزینه واقعی تولید یا واردات تغییر کند، در بازار افزایش پیدا میکند.
وقتی قدرت خرید مردم کاهش یافته، چرا قیمت خودرو پایین نمیآید؟ زیرا در این بازار فروشنده الزاما مجبور به فروش نیست. وقتی خودرو برای بسیاری از مردم به یک دارایی تبدیل شده، فروشنده قیمت آن را با توجه به ارزش دارایی و هزینه جایگزینی تعیین میکند.
ممکن است حجم معاملات کاهش پیدا کند، اما قیمت اسمی پایین نیاید. این همان چیزی است که باعث شده بازار خودرو همزمان با رکود، تورم قیمتی را نیز تجربه کند.
در واقع با بازاری مواجهیم که تعداد معاملات در آن میتواند کاهش پیدا کند، اما قیمتها همچنان تحت تأثیر تورم و نرخ ارز افزایش یابند.
قیمت کارخانه چه نقشی در این معادله دارد؟ آیا قیمتگذاری دستوری هنوز میتواند بازار را کنترل کند؟ قیمت کارخانه همچنان یکی از عوامل مهم بازار است، اما نمیتوان با تعیین یک عدد دستوری، واقعیت بازار را تغییر داد.
وقتی فاصله میان قیمت کارخانه و بازار ایجاد میشود، خود این فاصله به یک انگیزه اقتصادی تبدیل میشود. نتیجه هم میتواند شکلگیری صف، قرعهکشی، تقاضای غیرمصرفی و انتقال سود از تولیدکننده و مصرفکننده واقعی به واسطهها باشد.
اگر قیمت کارخانه از واقعیت هزینه تولید فاصله داشته باشد، این اختلاف در نهایت باید به شکلی در بازار جبران شود.
آیا سیاستهای دولت به عامل تعیینکننده قیمت خودرو تبدیل شدهاند؟ سیاست دولت در بازار خودرو تأثیر بسیار زیادی دارد. هر تصمیم درباره واردات، تعرفه، قیمتگذاری، نحوه فروش خودروسازان، ارز یا حتی تغییر یک مقررات میتواند انتظارات بازار را تغییر دهد.
مشکل اصلی این است که بازار به سیاستهای غیرقابل پیشبینی واکنش منفی نشان میدهد. فعال بازار اگر نداند سه ماه آینده چه اتفاقی برای واردات، ارز یا قیمتگذاری خواهد افتاد، نمیتواند صرفاً بر اساس شرایط امروز تصمیم بگیرد.
بنابراین بخشی از افزایش قیمت خودرو ناشی از خود کالا نیست؛ ناشی از ریسک و عدم اطمینانی است که در محیط اقتصادی وجود دارد.
آیا واردات خودرو میتواند این معادله را تغییر دهد؟ واردات اگر مستمر، قابل پیشبینی و در حجم مناسب باشد، قطعاً میتواند بخشی از این معادله را تغییر دهد. افزایش انتخاب مصرفکننده و ایجاد رقابت، قدرت قیمتگذاری را محدود میکند.
اما واردات مقطعی اثر محدودی دارد. اگر اعلام شود قرار است تعداد زیادی خودرو وارد شود، ولی بازار نداند چه زمانی، چه خودروهایی و با چه قیمتی وارد خواهند شد، بیشتر با یک اثر روانی مواجه هستیم تا تغییر ساختاری.
برای اینکه واردات واقعاً قیمتها را کنترل کند، باید به یک جریان مستمر عرضه تبدیل شود.
اگر قرار باشد بازار خودرو دوباره به منطق واقعی عرضه و تقاضا برگردد، چه باید کرد؟ اولین قدم، ایجاد ثبات و پیشبینیپذیری است. بازار خودرو بیش از هر چیز به یک سیاست روشن و پایدار نیاز دارد.
باید تکلیف قیمتگذاری، واردات، تعرفه، ارز و نحوه عرضه خودرو مشخص باشد. همچنین فاصله میان قیمت کارخانه و بازار باید از بین برود و عرضه واقعی افزایش پیدا کند.
اگر تولیدکننده بتواند با یک چارچوب مشخص تولید کند، واردکننده بداند با چه مقرراتی فعالیت خواهد کرد و مصرفکننده هم بداند قیمتها بر چه اساسی تعیین میشوند، بازار بهتدریج رفتار طبیعیتری پیدا خواهد کرد.
در غیر این صورت، همچنان شاهد بازاری خواهیم بود که در آن قیمت خودرو نه فقط با تعداد خودرو و تعداد خریداران، بلکه با نرخ ارز، اخبار، انتظارات تورمی و تصمیمهای سیاستگذار تعیین میشود.
واقعیت این است که در بازار امروز خودرو، سوال دیگر فقط این نیست که عرضه چقدر است و تقاضا چقدر؛ سوال مهمتر این است که انتظارات بازار به کدام سمت حرکت میکند؟






